علي محمد ميرجليلى
52
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
رجال ، رياضى ، نجوم ، و . . . تبحر داشته و در اكثر اين رشتهها كتبى تأليف كرده است . از يك طرف در مكتب فلسفى و عرفانى شيخ بهايى و ملاصدرا فلسفه و عرفان آموخته است و از طرف ديگر نزد سيد ماجد بحرانى ، شيخ بهائى و . . . به يادگيرى حديث پرداخته و در كتب خود بين فلسفه و عرفان و حديث جمع كرده است . گرايش فلسفى و عرفانى وى در كتابهايش حتى كتب حديثى نظير « وافى » و كتب فقهى نظير « النخبة » « 1 » نمايان است . توجه وى به عرفان به حدى است كه برخى وى را صوفى دانسته « 2 » و يا به انجام اعمال خاصِّ تصوّف متهم كردهاند ؛ لكن فيض در جوابيهاى كه براى نامهء ملّا محمّد مقيم ( كه در آن از فيض در مورد تجويز وى نسبت به رسوم صوفيه سؤال شده است ) مىفرستد اين اتهام را ردّ كرده است ؛ « 3 » همچنان كه شاگرد او مرحوم جمال الدين نطنزى در كتاب « سرگذشت فيض » دامن او را از اين اتهام مبرّى مىداند . « 4 » توجه فيض به فلسفه و عرفان نيز بدون توجه به احاديث نبوده است ؛ لذا در نوشتههاى خود از فلسفهخوانانى كه به احكام شرعى توجه ندارند و از كسانى كه مطالعهء كتب سبب افزايش بينش دينى آنها نمىشود ، انتقاد مىكند . « 5 »
--> ( 1 ) . خلاصهاى از تمام ابواب فقه و اصول اخلاق است كه فيض آن را در سالهاى آخر عمر نگاشته است . ( الذريعه ، ج 24 ، ص 97 و ر . ك . به : فهرستهاى خود نوشت فيض ، ص 278 . ) ( 2 ) . تشيع و تصوف ، ص 397 . ( 3 ) . فهرستهاى خود نوشت فيض ، مقدّمه ، ص 35 و 36 . مرحوم آغا بزرگ هم به اين نامه اشاره كرده است ( طبقات اعلام الشيعة ، ج 5 ، ص 583 . ) ( 4 ) . فهرستهاى خودنوشت فيض ، مقدّمه ، ص 33 - 36 ، به نقل از « سرگذشت فيض » كه در سال 1088 ق . در حال حيات فيض توسط نطنزى نوشته شده است . اين كتاب اكنون در كتابخانهء دانشگاه تهران موجود مىباشد . ر . ك . به : فهرست نسخههاى خطى كتابخانهء دانشگاه ، ج 13 ، ص 3250 . ( 5 ) . كلمات طريفة ، ص 51 الى 53 ؛ ده رسالهء فيض ، ص 186 ، رساله الانصاف .